کوچه شهر دلم
از صدای پای تو خالیه
نقش صد خاطره از روزای
دور عابر این کوچه خیالیه
به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد
توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد
کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه
غم تنهایی داره کوچه دل بدون تو
همه شعر دفترمن مال تو برای تو
بوی دستای تو داره غربت دستای من
یاد قصه های تو داره مونس لحظه های من
به شب کوچه دل دیگه مهتاب نمیاد
توی حجله چشام عروسه خواب نمیاد
کوچه شهر دلم بی تو کوچه غمه
همه روزاش ابریه روز آفتابیش کمه
زپرتي :
واژة روسي Zeperti به معني زنداني است و استفاده از آن يادگار زمان قزاقهاي روسي در ايران است. در آن دوران هرگاه
سربازي به زندان ميافتاد ديگران ميگفتند يارو زپرتي شد و اين واژه کم کم اين معني
را به خود گرفت که کار و بار کسي خراب شده و اوضاعش به هم ريخته است.
هشلهف :
مردم براي بيان اين نظر که
واگفت (تلفظ) برخي از واژهها يا عبارات از يک زبان بيگانه تا چه اندازه
ميتواند نازيبا و نچسب باشد، جملة انگليسيI shall have به معني من خواهم داشت را به مسخره هشلهف خواندهاند تا بگويند ببينيد واگويي اين عبارت چقدر
نامطبوع است! و اکنون ديگر اين واژة مسخره آميز را براي هر واژة
عبارت نچسب و نامفهوم ديگر نيز (چه فارسي و چه بيگانه) به کار ميبرند.
چُسان فسان:
از واژة روسي Cossani Fossani به معني آرايش شده و شيک پوشيده گرفته شده است.
شر و ور:
از واژة فرانسوي Charivari به معني همهمه، هياهو و سرو صدا گرفته شده است.
اسكناس:
از واژة روسي Assignatsia که خود از واژة فرانسوي Assignat به معني برگة داراي ضمانت گرفته شده است.
فکسني:
از واژه روسي Fkussni به معناي بامزه گرفته شده است و به کنايه و واژگونه به معناي بيخود و مزخرف به کار برده شده است.
نخاله:
يادگار سربازخانههاي قزاقهاي روسي در ايران است که به زبان روسي به آدم بي ادب و گستاخ ميگفتند Nakhal و مردم از آن براي اشاره به چيز اسقاط و به درد نخور هم استفاده کردهاند
اونس (مخفف: oz) از واحدهای جرم است. Oz سرواژه عبارت ounce است.
واحد اونس در دستگاههای گوناگون همچون یکاهای انگلیسی، یکاهای سلطنتی و دستگاه یکاهای معمول ایالات متحده کاربرد داشته است. و در هر یک از این دستگاهها وزن متفاوتی دارد. اونس معمولی در سیستم بینالمللی اوزان برابر با یکشانزدهم پوند یا ۴۰۰ ارزن است که در سیستم متریک مساوی ۲۸٫۳۴۹۵۲۳۱۲۵ گرم میشود. این واحد در ایالات متحده بسیار متداول است، در بریتانیا استفاده رسمی از آن در سال ۲۰۰۰ به پایان رسید اما هنوز هم در این کشور به طور غیررسمی استفاده میشود.
همچنین برای اندازهگیری وزن فلزات گرانبها یعنی؛ طلا، نقره، پلاتین و پالادیم از اونس بینالمللی تروا استفاده می گردد که معادل ۳۱٫۱۰۳۴۷۶۸ گرم می باشد. این اونس فقط برای اندازهگیری فلزات گرانبها کاربرد دارد و وزن شمشها و سکههای طلا و دیگر فلزات گرانبها و همینطور قیمت آنها معمولاً با اونس تروا بیان میشود. اصطلاح یک اونس طلا به معنی طلایی یکتکه یا ساچمه با وزن یک اونس تروا و با خلوص ۹۹٫۹۹ درصد (۲۴ عیار) است.
انواع دیگر اونس شامل اونس ماریا ترزا معادل ۲۸٫۰۶۶۸ گرم، اونس اسپانیایی معادل ۲۸٫۷۵ گرم، اونس متریک چینی معادل ۵۰ گرم و اونس متریک هلندی معادل ۱۰۰ گرم، میشوند.
منبع : ویکی پدیا
ماسك اكسيژن
ماسك اكسيژني به تازگي براي آتشنشانهاي آينده طراحي شده است كه امكانات بسياري دارد. اين ماسك اكسيژن، يك كلاهايمني ويژه خواهد داشت و با توجه به كپسولي كه روي بدن قرار ميگيرد مدت زمان طولاني تري هوا به بدن ميرساند. البته كوچك بودن و راحتي استفاده از آن آزادي عمل بالايي را در اختيار آتشنشان ميگذارد. سرپرست طراحان اين كلاه ميگويد: روي اين كلاه لامپهاي ديد در شب و ديد در ميان مه و دود طراحي شده است، همچنين روي شيشه آن نقشهاي از ساختمان وجود خواهد داشت كه به آتشنشان كمك ميكند، راحتتر به داخل يا خارج آن حركت كند.
فراگیری زبان خارجي با آواز
محققان دانشکده موسيقي دانشگاه ادينبورگ در پژوهشي
دريافتند که آواز خواندن به يک زبان خارجي ميتواند بهطور چشمگيري يادگيري صحبت
به همان زبان را ارتقا بخشد.
اين تحقيق نشان ميدهد بزرگسالاني که به عبارات کوتاهي به زبان خارجي گوش داده
و سپس آنها را به صورت آواز بازخواني کرده بودند، در اداي اين عبارات نسبت به
افرادي که اين جملات را بدون آواز ميگفتند، دو برابر عملکرد بهتري از خود نشان
دادند. دکتر كارن لودكه در رابطه با اين پژوهش ميگويد: «اين نتايج، نخستين شواهد
تجربي تاثير روش «گوش دادن و آوازخواني» را بر يادگيري زبان خارجي نشان ميدهد و
اکنون گام بعدي در اين پژوهش بررسي نقش ترانه خواني بر حافظه مردم در به يادآوري
هرچه آسانتر عبارات و کلمات خارجي خواهد بود.
رابطه بستنی و شخصیت
موسس «بنياد تحقيقات و درمان چشايي و بويايي»، مدعي است طعمهاي برخي بستنيها نشاندهنده شخصيتهاي افراد است.دكتر الن هيرش، در تحقيقاتش دريافت اشخاصي كه در امريكا بستني با طعم وانيلي را ترجيح ميدهند، به احتمال زياد ايدهآلگرا هستند؛ اين در حالي است كه طرفداران بستني شكلاتي داراي شخصيت دراماتيك گزارش شدهاند.رونالد ريگان، رئيسجمهور وقت امريكا در سال 1984، ماه جولاي را به عنوان «ماه ملي بستني» معرفی کرد.
ماسك اكسيژن
ماسك اكسيژني به تازگي براي آتشنشانهاي آينده طراحي شده است كه امكانات بسياري دارد. اين ماسك اكسيژن، يك كلاهايمني ويژه خواهد داشت و با توجه به كپسولي كه روي بدن قرار ميگيرد مدت زمان طولاني تري هوا به بدن ميرساند. البته كوچك بودن و راحتي استفاده از آن آزادي عمل بالايي را در اختيار آتشنشان ميگذارد. سرپرست طراحان اين كلاه ميگويد: روي اين كلاه لامپهاي ديد در شب و ديد در ميان مه و دود طراحي شده است، همچنين روي شيشه آن نقشهاي از ساختمان وجود خواهد داشت كه به آتشنشان كمك ميكند، راحتتر به داخل يا خارج آن حركت كند.
فراگیری زبان خارجي با آواز
محققان دانشکده موسيقي دانشگاه ادينبورگ در پژوهشي
دريافتند که آواز خواندن به يک زبان خارجي ميتواند بهطور چشمگيري يادگيري صحبت
به همان زبان را ارتقا بخشد.
اين تحقيق نشان ميدهد بزرگسالاني که به عبارات کوتاهي به زبان خارجي گوش داده
و سپس آنها را به صورت آواز بازخواني کرده بودند، در اداي اين عبارات نسبت به
افرادي که اين جملات را بدون آواز ميگفتند، دو برابر عملکرد بهتري از خود نشان
دادند. دکتر كارن لودكه در رابطه با اين پژوهش ميگويد: «اين نتايج، نخستين شواهد
تجربي تاثير روش «گوش دادن و آوازخواني» را بر يادگيري زبان خارجي نشان ميدهد و
اکنون گام بعدي در اين پژوهش بررسي نقش ترانه خواني بر حافظه مردم در به يادآوري
هرچه آسانتر عبارات و کلمات خارجي خواهد بود.
رابطه بستنی و شخصیت
موسس «بنياد تحقيقات و درمان چشايي و بويايي»، مدعي است طعمهاي برخي بستنيها نشاندهنده شخصيتهاي افراد است.دكتر الن هيرش، در تحقيقاتش دريافت اشخاصي كه در امريكا بستني با طعم وانيلي را ترجيح ميدهند، به احتمال زياد ايدهآلگرا هستند؛ اين در حالي است كه طرفداران بستني شكلاتي داراي شخصيت دراماتيك گزارش شدهاند.رونالد ريگان، رئيسجمهور وقت امريكا در سال 1984، ماه جولاي را به عنوان «ماه ملي بستني» معرفی کرد.
عید نوروز باشد یا تعطیلات تابستان، اجلاس سران باشد یا تعطیلات آخر هفته، فرقی نمیکند؛ اسم تعطیلات و سفر که میآید، دل ایرانیها میلرزد و آب میشود تا عزیزان شان به سلامت بروند و به سلامت برگردند.
مرگ ایرانیها در تصادفات و سوانح رانندگی آنقدر راحت رخ میدهد که گاهی به معنای واقعی کلمه انسان را مغموم میکند که چرا بهای «جان ایرانی» در جادهها تا این حد پایین است. کاری به ساکنان شاخ آفریقا که از گرسنگی تلف میشوند نداریم، جنگ جهانی را هم کنار میگذاریم و از درگیریهای سوریه و مصر و بحرین هم میگذریم؛ چه آنکه تلف شدن انسانها در هر کدام از رویدادهای مذکور، به هر حال منطق خود را دارد؛ یکی منطق جنگ و دیگری منطق فقر.
اما اینکه شهروندان ایرانی مثل آب خوردن در جادهها تلف میشوند هم منطق دارد؟ چرا هزاران ایرانی که در این سالها قربانی سوانح رانندگی شدند و میشوند، به مرگ طبیعی نمردند و نمیمیرند؟ تقصیر این مرگهای جادهای بر گردن کیست؟ جادهها؟ خودروها؟ یا خود ما ایرانیها؟
اگر همین امروز گزارشی میدانی تهیه شود و در آن از مردم بپرسند مقصر کشتار ایرانیها در جادهها کیست، بسیاری از آنها انگشت اتهام را به سمت خودروسازان نشانه میروند و از آنها به عنوان متهم ردیف اول نام میبرند. عدهای هم هستند که منصفانهتر قضاوت میکنند و در کنار خودروها، از جادههای ناامن نیز به عنوان مقصر این «کشتار» یاد میکنند و اگر خیلی انصاف به خرج بدهند، از خودشان هم میگویند.
اینکه بیشتر مردم و حتی مسوولان از خودروهای ایرانی به عنوان یكی از عوامل تلفات هموطنانشان نام میبرند، نه اینکه واقعیت نباشد، اما قطعا همه حقیقت هم نیست، چه آنکه آمارها میگویند خودروها با همدستی جادهها و رانندگان، ایران را به پنجمین کشور رکورددار تصادفات در دنیا تبدیل کرده است.
آمار منتشر شده توسط سازمان بهداشت جهانی نشان میدهد ایران با نزدیک به 50 کشته در هر 100 هزار نفر، جزو کشورهای منطقه قرمز (خطرناک) در رانندگی به شمار میرود. این آمار که بر اساس دو شاخص «تعداد کشته شدگان تصادفات» و «تعداد کشته شدگان جادهای نسبت به هر 100 هزار نفر جمعیت» تهیه شده، میگوید وضع ایران از گذشته بدتر است، زیرا پیشتر تعداد کشته شدگان در هر 100 هزار نفر، حدود 35 نفر بود اما حالا به نزدیک 50نفر رسیده است.
سهم بالای موتورسیکلت در تصادفات
اما در آمارهای داخلی که عموما توسط وزارت «صنعت، معدن و تجارت»، سازمان پزشکی قانونی و راهور ناجا تهیه شدهاند، نکات قابلتوجهی به چشم میآید و نشان میدهد ایرانیها نه فقط قربانی ایمن نبودن خودروها، بلکه قربانی ناامنی جادهها و البته «بیاحتیاطی» و «نابلدی» و «قانونگریزی» خود میشوند.
طبق آماری که پلیس راهور ناجا منتشر کرده، خودروهای سواری با 39 درصد سهم، بازیگر نقش اول سوانح رانندگی در ایران به حساب میآید.
پس از خودروهای سواری، آمارها «عابران پیاده» را عامل تصادف میدانند که سهمی 25 درصدی را به خود اختصاص دادهاند. مورد سوم، اما قطعا در کمتر جای دنیا به چشم میآید؛ «موتور سیکلت»، دو چرخی که خیابان و پیاده رو نمیشناسد و در ایران (فقط در ایران) عامل 24 درصد تصادفات جادهای است. وانت بارها با شش درصد، کامیونها با چهار درصد و کامیونت و تریلی نیز با دو درصد، سایر عوامل سوانح رانندگی در ایران به شمار میروند.
نکته دیگر اینکه «خطای انسانی» عامل 52 درصد از تصادفات جادهای کشور اعلام شده است، به نحوی که اگر مسائلی مانند خواب آلودگی رانندگان و قانون گریزی و تخلف را حل شده فرض کنیم، عملا تصادفات جادهای به کمتر از نصف خواهد رسید. طبق آمار ارائه شده، تخطی از سرعت مجاز، سبقت غیر مجاز، انحراف به چپ و خستگی و خواب آلودگی راننده چهار عامل تاثیرگذار در تصادفات جادهای ناشی از خطای انسانی به شمار میروند. همچنین سازمان بهداشت جهانی نیز گزارش داده که مهمترین عوامل بروز تصادفات جادهای در جهان، ارسال پیامک و مکالمه با تلفن همراه حین رانندگی، سرعت غیر مجاز، عدم رعایت قوانین و بروز اتفاقاتی مانند افت قند خون و سکته است.
پرسانحهترین خودروها
حال اما نگاهی بیندازیم به آمار تفکیک شده خودروها (سواری و تجاری) و نقش آنها در تصادفات جاده ای.
طبق آمار ارائه شده از سوی راهور ناجا، «خانواده پژو» بیشترین سهم را در سوانح جادهای تا پایان سال 91 دارد، به نحوی که تا این سال یک پای ثابت 127 هزار و 934 تصادف، اعضای این خانواده مانند پژو 405 و پارس بودهاند. در رده دوم با «خانواده پراید» روبهرو میشویم که 114 هزار و 799 فقره تصادف را به نام خود ثبت کرده است. این در حالی است که پیشتر گمان میرفت پراید بیشترین نقش را در تصادفات جادهای دارد، چون نسبت به سایر خودروها ارزانتر است و کم کیفیت تر.
پس از پراید، به خودرو خاطره انگیز «پیکان» میرسیم، پیکانی که این روزها اتفاقا نامش دوباره بر سر زبانها افتاده و صحبت از تولید دوبارهاش یا محصولی شبیه آن است. تا انتهای سال گذشته 57 هزار و 957 تصادف به نام پیکان ثبت شده که بیشتر از سمند است، سمندی كه 32 هزار و 876 سانحه در کارنامه آن تا سال 91 به چشم میآید.
عجیب اینجا است که در رده بعدی نام بنز به عنوان پرسانحهترین خودرو گنجانده شده و برند پرآوازه آلمانی 26 هزار و 164 فقره تصادف را جلوی نام خود میبیند. البته تصادفات بنز فقط به محصولات سواری مربوط نبوده و کامیونهای آن را نیز در بر میگیرد. به هر حال تعداد تصادفات بنز تا سال گذشته بیش از خودرویی مانند تیبا بوده، چه آنکه این محصول سایپا حدود سه هزار و 500 فقره تصادف کمتری نسبت به بنز داشته است. سواریهای نیسان شامل ماکسیما، رونیز و تیانا و البته نیسان آبی هم با 21 هزار و 256 تصادف، هفتمین خودروهای پرسانحه کشور تا انتهای سال گذشته بودهاند. آمار اشارهای نکرده، اما به نظر میرسد نیسان آبیهای معروف بیش از امثال ماکسیما و رونیز در تصادفات جادهای نقش داشتهاند.
از نیسان که بگذریم، رنوییها شامل تندر-90 و مگان و کامیونهای رنو 12 هزار و 297 فقره تصادف را به نام خود ثبت کردهاند و پس از آنها، ولوو با 9 هزار و 570 و مزدا با هشت هزار و 912 تصادف، پر سانحهترین خودروها تا پایان سال 91 به شمار میروند.
ردههای یازدهم تا سیزدهم پرتصادفترین خودروها نیز به هیوندایی، تویوتا و سیتروئن رسیده است که در این بین، هیوندایی هشت هزار و 306 سانحه را به خود میبیند. تویوتا نیز شش هزار و 214 فقره تصادف را تا انتهای سال 91 به ثبت رسانده و سیتروئن نیز آماری معادل چهار هزار و 979 سانحه را تجربه کرده است. همچنین ریو، خودرویی که تولید آن در ایران متوقف شده، سه هزار و 869 تصادف در تا پایان سال گذشته داشته كه حدود 400 فقره بیش از محصولات هوندا است. طبق آمار ارائه شده، کم تصادفترین خودرو کشور تا انتهای سال گذشته، دوو نام دارد که تنها دو هزار و 307 سانحه برای آن ثبت شده است. آمار تصادفات دوو (خودرویی که سالها است دیگر در ایران به تولید نمیرسد) حتی از دوچرخه هم کمتر اعلام شده، دوچرخهای که سه هزار و 451 فقره تصادف را به خود میبیند.
رفع اتهام از پراید
اما آمار مذکور در حالی است که وزارت «صنعت، معدن و تجارت» نیز طی گزارشی جداگانه نام چهار خانواده خودرویی پر سانحه را از ابتدای تولید آنها تا پایان سال 91 اعلام کرده است. این آمار البته متناسب با حجم تولید خودروها به دست آمده، به نحوی که خانواده سمند با تیراژ 958 هزار و 788 دستگاهی (از ابتدای تولید تا پایان سال 91)، 32 هزار و 876 فقره تصادف را به نام خود ثبت کرده و این یعنی 3/4 درصد سمندهای تولیدی دچار سانحه شدهاند. بر اساس همین آمار، خانواده پژو که تیراژی سه میلیون و 824 هزار و 131 دستگاهی را تا پایان سال 91 از خود به جا گذاشته، 127 هزار و 934 فقره تصادف را در طول این سالها تجربه کرده است. با این حساب، 3/3 درصد پژوهای تولیدی سانحه تصادف را از سر گذراندهاند تا خانواده پژو دومین خودرو پر سانحه کشور لقب بگیرد. پیکان هم رده سوم سانحهخیزترین خودرو را به خود اختصاص داده است، به نحوی که 8/2 درصد از دو میلیون و 62 هزار و 611 دستگاه پیکان تولیدی در این سالها یک پای تصادفات جادهای بودهاند. و در نهایت پراید که خیلیها آن را پرحادثهترین خودرو کشور میدانند، جایگاه چهارم را به خود اختصاص داده و 4/2 درصد از چهار میلیون و 670 هزار و 706 دستگاه پراید تولیدی تا انتهای سال 91، درگیر سانحه تصادف در این سالها شدهاند. در واقع پراید که پرتیراژترین خودرو تولید داخل به شمار میرود، کمترین سهم را در تصادفات جادهای و در مقایسه با خانواده سمند، پژو و پیکان دارد.
